نوشته شده توسط : ksamy

خنده را معنی به سرمستی مکن

آن که می خندد غمش بی انتهاست

...



:: بازدید از این مطلب : 970
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 05 دی 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ksamy

یک دستگاه آپارتمان 60 متری واقع در شهرستان تفرش میدان امام کوچه اتحاد (کوچه پشت دبیرستان فاطمه زهرا) با امکانات زیر و به قیمت 70 میلیون تومان به فروش می رسد:

آب ، برق ، گاز ، تلفن ، کولر ، آبگرمکن زمینی ، کابینت ، انباری

توضیحات :

1. تمامی کنتورها اختصاصی بوده و اشتراکی نمی باشد.

2. دارای 20 میلیون تومان وام بانک مسکن

3. مستاجر با 7 میلیون تومان رهن و 30 هزار تومان اجاره ماهانه (پایان قرارداد : اول مرداد 93)

4. ساختمان 6 واحدی ( 3 طبقه 2 واحدی) می باشد.

 

تماس: 09188605213 سرآبادانی

 



:: بازدید از این مطلب : 581
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 19 فروردین 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ksamy


زنبوردار : کسي که همسر بلوند دارد

کاشمري : در آرزوي ازدواج
...
کاج : نمايندگي انتشارات گاج در دوبي

ژنتيک : ژني که عامل اصلي تيک زدن در انسان مي باشد

هشتگرد : ۵

خورشت باميه : مسئوليت پختن خورشت بر عهده من است



:: بازدید از این مطلب : 864
|
امتیاز مطلب : 373
|
تعداد امتیازدهندگان : 120
|
مجموع امتیاز : 120
تاریخ انتشار : شنبه 08 بهمن 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ksamy
شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟ استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد - پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟

:: بازدید از این مطلب : 987
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 28 دی 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ksamy

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت :
بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟
همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت :
آری من مسلمانم
جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش ک...ند و به کمک احتیاج دارد ، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد
جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید :
آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟
افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند ، پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت :
چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود !!!

 



:: بازدید از این مطلب : 788
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 16 دی 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ksamy

 
بیا ساقی آن آب آتش خیال

درافکن بدان کهرباگون سفال

گوارنده آبی کزین تیره خاک

بدو شاید اندوه را شست پاک  



:: بازدید از این مطلب : 857
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 07 دی 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ksamy

 

بیا ساقی و، طرح نو درفکن!

گلین خشت از طارم خم شکن!

برآور به خلوتگه جست و جوی

به آن خشت، بر من در گفت و گوی!

بیا مطرب و، عود را ساز ده!

ز تار وی‌ام بر زبان بند نه!

چو او پرده سازد شوم جمله گوش

نشینم ز بیهوده گویی خموش

 



:: بازدید از این مطلب : 828
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : یکشنبه 20 شهریور 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ksamy

ساقی بيار باده که ايام بس خوشست
امروز روز باده و خرگاه و آتش است
ساقی ظريف و باده لطيف و زمان شريف
مجلس چو چرخ روشن و دلدار مه وشست
بشنو نوای نای کز آن نفخه بانواست
درکش شراب لعل که غم در کشاکش است 



:: بازدید از این مطلب : 1328
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 20 شهریور 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ksamy

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

........... 

 

 

مراجعه به ادامه مطلب



:: بازدید از این مطلب : 810
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 02 خرداد 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ksamy

در خانه های قدیمی تا کمتر از صد سال پیش که لوله کشی آب تصفیه شده نبود، زیرآب در انتهای مخزن آب خانه ها بود که برای خالی کردن آب، آن را باز می کردند. این زیرآب به چاهی راه داشت و روش باز کردن زیرآب این بود که کسی درون حوض می رفت و زیرآب را باز می کرد تا لجن ته حوض از زیرآب به چاه برود و آب پاکیزه شود
در همان زمان وقتی با کسی دشمنی داشتند، برای اینکه به او ضربه بزنند زیرآب حوض خانه اش را باز می کردند تا همه آب تمیزی را که در حوض دارد از دست بدهد
صاحب خانه وقتی خبردار می شد خیلی ناراحت می شد . این فرد آزرده به دوستانش می گفت: « زیرآبم را زده اند». این اصطلاح که می گوییم:«زیرآبش را زدند» ریشه از همین امر دارد
 



:: بازدید از این مطلب : 760
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 02 خرداد 1390 | نظرات (0)

صفحه قبل123...5صفحه بعد

data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران